استواری و استحکام خانواده به ازدواج و رابطه ی زناشویی پایدار و بنیادین بستگی دارد، یعنی هرگونه تزلزل و سستی در رضایت زناشویی و یا عدم وجود یک ازدواج موفق افزون برآن که آرامش روانی زوج ها را مختل می کند، بقاء و دوام خانواده را نیز در معرض خطر قرار می دهد. ازدواج یک پدیده ی چند بعدی است (نجاتی، 1383) .
در ازدواج مسئله ی مهم رضایت زناشویی است که در تعریف آن کارشناسان توافق نظر دارند که رضایت مندی زناشویی به ارزیابی ذهنی دو طرف از کیفیت رابطه اشاره کرد (تیلور،1994). وینچ (200) و دیگران (به نقل از سلیمانیان، 1373) بر این باوراند که رضایت زناشویی انطباق میان وضعیتی که وجود دارد و وضعیتی که موردانتظار است، می باشد. براساس این تعریف رضایت زناشویی وقتی وجودداردکه وضعیت موجود فرد در روابط زناشویی با آنچه که وی انتظار داشته، مطابق باشد.
عامل های زیادی می توانند در رضایت زناشویی مؤثر باشند و هرکس با توجه به نگرش ویژه ی خود و یا نتایج پژوهش هایش، عامل هایی را برای رضایت زناشویی بیان می کند.
که مهم ترین این عوامل عبارتند از:
1- ابراز محبت و عشق زوجین نسبت به یکدیگر
2- احترام به همسر
3- برقراری روابط اجتماعی
4- روابط جنسی
5- مسایل اقتصادی و اجتماعی
پس همانطور که گفتیم یکی از عوامل مهم رضایت مندی زناشویی عشق بین زوجین است یعنی همان روابط جذابی که در میان زن و مرد ایجاد و در نهایت در زندگی مشترک همسران تداوم می یابد که آن را می توان در مراحل زیر خلاصه نمود:
1)توجه
2) علاقه
3) دوست داشتن
4) عشق
به عبارتی ساده تر عشق همان دوست داشتن است. منتهی دوست داشتنی که افزایش و شدت یافته، به نحوی كه از نظر كمی و كیفی دارای ویژگی های خاص شده است كه با مراحل گذشته آن متفاوت بوده و در عین حال از جذابیت و كیفیت ویژه ی دیگر برخوردار است (كاوه؛1337).
در نتیجه آیا هر چه عشق بین زوجین بیش تر باشد رضایت آنها از زندگی زناشویی بیش تر می شود؟
همچنین می خواهیم به این موضوع بپردازیم که خانواده یک نظام اجتماعی کوچک است که همواره در حال تحول می باشدو دوره های مختلفی از تحول را طی میکند و در هر مرحله، روابط زوج ها با همدیگر، نقش ها و روابط والدین و فرزندان حالت خاصی به خود می گیرد. پژوهش های زیادی نشان داده اند که رضایت از زندگی زناشویی در آغاز ازدواج بالا و در زمان تولد فرزندان تا بلوغ آنها کاهش می یابد.
پژوهش های دیگر نشان می دهد میزان رضایت و لذت از زندگی زناشویی به طور کلی در مراحل مختلف از نظر کمیت و کیفیت متفاوت است.
و حال می خواهیم به این موضوع بپردازیم که آیا مدت ازدواج با رضایت مندی زناشویی در ارتباط است؟
اهمیت و ضرورت پژوهش:
در جهان امروزی افراد زیادی هستند كه عاشق می شوند، اغلب دختران و پسران در سن جوانی عشق را تجربه می كنند امّا تعداد كمی از این عاشق ها، عاشق باقی می مانند و عشق برای آنها زندگی بهتری را فراهم
می كند.
در حالیكه تعداد زیادی از آنها به خاطر همین عاشق شدن های خام دردسرهای زیادی را تحمل
می كنند و مرافعه ها و طلاق های بعد از اینگونه روابط، شاهدی بر این مدعاست. عده ای برای نرسیدن به معشوق دست به خودكشی می زنند و عده ای دیگر وقتی جواب رد می شنوند از او متنفر شده و حتی گاهی معشوق خود را می كشند یا صدمه ای شدید به او می رسانند. با توجه به اهمیت ساختار خانواده در سلامت فرد و جامعه همواره خانواده و سرنوشت آن به دلیل نقش كلیدی و سازندگی نسل آینده حساس و مورد توجه بوده است (تحقیق سازمان بهزیستی 1378).
دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن مطمئنا از جمله غنی ترین تجربه های مردم هستند و به این کیفیت سایر امتیازات زندگی مشترک یعنی صمیمیت، با هم بودن، رسیذگی به یکدیگر، امنیت عاطفی و خیلی از چیزهای دیگر را می توان افزود( آرون تی بک،1369، ص 252، ترجمه سرمد، غلامعلی، عشق هرگز کافی نیست).
نیاز به عشق و صمیمیت، با نیاز به مصاحبت و همراهی رابطه دارد. محبت اصیل و حقیقی برای فرد فرد آدمیان هدیه ای فوق العاده است( پیام مشاور،1384).
عشق با آنکه محرک قدرتمندی برای زوج ها است که یار و یاور هم باشند، خوشبخت شوند و تشکیل خانواده دهند، برای ادامه و حفظ زندگی زناشویی کافی نیست و نقشی در ایجاد خصوصیات شخصی و مهارت هایی که لازمه زندگی مشترک موفق است، ندارد( آرون تی بک، عشق هرگز کافی نیست، 1269، ترجمه علی سعادت).
ازدواج موفق و پایدار و رابطه زناشویی سالم، پایه اصلی پی ریزی خانواده استوار را تشکیل می دهد و ثبات و سلامت جامعه نیز مستلزم سلامت خانواده است . با این توضیح آشنایی با مسائلی که به ثبات زندگی زناشویی می انجامد برای همه اقشاری که به بهداشت روانی و جسمانی خود و جامعه بها می دهد اقدامی ضروری است.
در بین تمام نهاد ها، سازمان ها و تاسیسات اجتماعی، خانواده نقش و اهمیتی خاص و به سزا دارد. هیچ جامعه ای نمی تواند ادعا سلامت کند چنانچه از خانواده ای سالم برخوردار نباشد. استحکام و استواری خانواده به ازدواج و رابطه زناشویی پایدار و بنیادین بستگی دارد. یعنی هرگونه تزلزل و سستی در سازگاری زناشویی و یا وجود ازدواج ناموفق علاوه بر آن که آرامش روانی زوجین را مختل می کند، افسردگی و اضطراب را می افزاید، بقا و دوام خانواده را نیز در معرض تهدید قرار می دهد. بنابراین پی ریزی یک ازدواج پایدار و استوار بقای فرد و خانواده است، یعنی ازدواج پایدار از یک نقش حیاتی برخوردار است( کاظمی حقیقی، ازدواج پایدار و شرایط آن،1277).
***ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد
یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود است***
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه
با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است
فرم در حال بارگذاری ...